قلاق به خاطر پول عمل بینی عروس!



ضیاضی در حال مطالعه پرونده بود ن نیم نگاهی به جوج جوان انداخت و از آن‌ها خواست بنشینند. بنها با فاصله دو صندلی از هم نشستند. . . . . .

. . . . . دراین مدتی که ازدواج کرده خیلی اخلاق و رفتارش تغییر کرده است.

در حالی که دختر صحبت می‌کرد شوهرش حرف او را قطع کرد و گفت: آقای قاضی اجازه بدهید من توضیح بدهم. ما در یک آموزشگاه زبان با هم آشنا شدم پس از دو ماه دوستی احساس کردم خیلی به او علاقه دارم دختر جذاب، زیبا، مؤدب و خوش پوشی بود حرفه ای به من عاشقانه میداد زمانی که تصمیم به ازدواج یک روز در کلاس و در مقابل همه همکلاسیها گرفته شد. او خواستگاری کردم. هاله هم که خیلی خوشحال شد همانجا پاسخ مثبت داد.

صهلاصه دو روز بعد خا خانواده رفتیم خواستگاری و نند روز هم رفتیم محضر و عقد کردیم. البته به خاطر بیماری جشن عروسی نگرفتیم و خیلی ساده زندگی مشترکمان را شروع کردیم در این چندماه همه چی خوب بود تا این که آهنگ ناسازگاری را غزاله کوک کرد و شروع کرد به گرفتن!

غزاله پس از شنیدن این حرفها از آرمین با صدای بلند گفت: اعتراض من جناب قاضی ناسازگاری نکردم در دوران عقد و نامزدی به او گفته بود دلم میخواهد بینیام را عمل کنم خودش هم پذیرفت، اما الان قولش را فراموش کرده و میگه اجازه نمیدهم عمل کنم. ییایی انجام دهی.

آرمین گفت: آقای قاضی من دانشجو هستم و پاره‌وقت در یک مؤسسه در درس می‌دهم درآمدم.
هاله زیر لب: ول نداشتی چرا ازدواج کردی وقتی نمی‌توانی گفت‌های زندگی را می‌کنی چرا مسئولیت پذیرفتی؟

گفترمین گفت: بناب قاضی مشکل اصلی من با این خانم موضوع دیگری فرف دیگران برایش خیلی مهم تر از حرف همسرش است.

غزاله با عصبانیت و لحن تندی گفت: ما تازه ازدواج کردهایم، اما همسرم حاضر نیست برای خوشحالی من کاری انجام دهد که این رفتار را دیگر انجام دهد و به چند سال حرف آخر من است یا پول بدهی من را عمل کنم یا طلاق. میگیرم. ص لاً چرا از پدرش پول نمی‌گیرد وضعیت مالی خوبی دارد.

آرمین از روی ناراحتی خنده تلخی کرد و: توجه نکردن به یک غیر غیرمنطقی و ضروری آن هم به خاطر مشکلات اقتصادی را بیتوجهی من به خودش و زندگی مشترک میداند و با همین کودکانه میخواهد زندگی عاشقانها را که تازه شروع میکنند از بین میرود. آقای قاضی من همسرم را دوست دارم، اما از پدرم پول نمیگیرم پدرم خیلی لطف کرده و برای خانه خریده است ما را راحت کرده و میخواهد تا خانه را ببندد حالا بروم به او بگویم پول بده همسرم عمل کند؟ گزرگز این کار را نمی‌کنم. پدرم غیر از من دو فرزند دیگر من او را مسئول خواسته‌های همسر من نیست اگر غزاله به این رفتارش ادامه دهد او را طلا کند. حتی ممکن است به خاطر مهریه به دندان هم بیفتم، اما مهم نیست زیر بار حرف زور نمی‌روم.

قاضی با نگاهی به غزاله و آرمین سری تکان داد و گفت: شما هدف اصلی زندگی را گم کرده اید و درگیر لجبازی های کودکان شده اید فعلا پیش مشاور ممکن است مشکلتان حل شود، اما اگر با هم توافق نکردید حکم طلاق را صادر کنید.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم